من نور این دنیا هستم
۲۵ خرداد ۱۴۰۵
کنت واپنیک
(۶۱) من نور این دنیا هستم.
من چه سان قدسی هستم، آنکس که وظیفهٔ نورانی کردن دنیا به او عطا شده است.باشد تا در برابر قداست خود ساکن باشم.باشد تا در نور آرامشبخش آن، همه تعارضهای من ناپدید شوند.باشد تا در صلح آن به یاد بیاورم چه کسی هستم.
در این درس، برای نخستین بار توصیفی روشن از «خودِ حقیقی» ما ارائه میشود؛ همان خودی که صدای روحالقدس از طریق یادآوریِ وظیفهمان ــ روشن کردن جهان ــ آن را به ما نشان میدهد.همانگونه که پیشتر نیز دیدیم، منظور این نیست که ما مانند چراغی، جهانی بیرون از خود را روشن میکنیم.جهان تنها در ذهنِ فرزند خدا وجود دارد و به این دلیل تاریک به نظر میرسد که ما گوش دادن به نفس (ایگو) را برگزیدهایم.
وقتی به جای ایگو، روحالقدس را انتخاب میکنیم، به نور حقیقت او تبدیل میشویم.از آنجا که فرزند خدا یگانه است و جهان نیز در ذهن او قرار دارد، ما به نور جهان نیز بدل میشویم.در این نور، هیچ تعارض و کشمکشی نمیتواند وجود داشته باشد؛ زیرا تعارض تنها در تاریکیِ نظام فکری ایگو ــ که بر پایهٔ جدایی و تضاد بنا شده است ــ معنا پیدا میکند.
برخی از شکلهای اختصاصی برای استفاده از این ایده در زمان بروز ظاهری مشکلات خاص میتوانند چنین باشند:
باشد تا نور این دنیا را در درونم پوشیده نسازم.
باشد تا نور این دنیا از طریق این تجلی تابش کند.
این سایه در برابر نور محو خواهد شد.
وقتی عیسی را انتخاب میکنیم، سایههای جهان ــ که همان فرافکنیِ احساس گناه ما هستند ــ ناگزیر باید از میان بروند.تا زمانی که نور را برگزینیم، این سایهها، هر شکلی که به خود بگیرند، هیچ قدرتی در برابر آن ندارند.
توهم، صرفنظر از شکل و ظاهرش، همچنان توهم است و در برابر حقیقت هیچ نیرویی ندارد.بنابراین وظیفهٔ روزانهٔ ما این است که هر آنچه را در ادراک خود تاریک، دردناک یا هراسانگیز میبینیم، به نور حقیقتی که عیسی نمایندهٔ آن است بسپاریم تا روشن و تصحیح شود.
